گفتگو با ذینفعان و تصمیم گیری در کسب و کار

ذینفع دوم را دست کم نگیر

ذی‌نفع دوم را دست کم نگیر

در کسب‌وکار زیاد درباره مشتری حرف می‌زنیم. حق هم داریم. اگر مشتری نباشد، فروش نیست و اگر فروش نباشد، کسب‌وکار هم دیر یا زود از نفس می‌افتد.

اما بعضی وقت‌ها یک ذی‌نفع دیگر وجود دارد که اگر درست دیده نشود، همان‌قدر می‌تواند مسیر را خراب کند: سرمایه‌گذار، شریک، خانواده، تأمین‌کننده کلیدی، مدیر بالادستی یا هر کسی که مستقیم مشتری نیست اما روی تصمیم‌های کسب‌وکار اثر جدی دارد.

سرمایه‌گذار فقط پول نیست

خیلی‌ها سرمایه‌گذار را فقط منبع پول می‌بینند. فکر می‌کنند اگر پول آمد، مسئله حل می‌شود. در حالی که پول همراه خودش انتظار، نگرانی، دخالت، گزارش، زمان‌بندی و گاهی فشار تصمیم‌گیری می‌آورد.

اگر قبل از شروع همکاری روشن نکرده باشیم سرمایه‌گذار دقیقاً چه می‌خواهد، چه مقدار دخالت می‌کند، چه زمانی انتظار بازگشت سرمایه دارد و چه سطحی از ریسک را می‌پذیرد، بعداً اختلاف‌ها طبیعی است.

اختلاف با سرمایه‌گذار معمولاً یک‌دفعه شروع نمی‌شود. اول چند سؤال ساده است، بعد چند تذکر، بعد چند تصمیم موازی، بعد هم کسب‌وکار دو فرمانه می‌شود.

مشکل از کجاست؟

به تجربه، بیشتر اختلاف‌ها از نبود شفافیت در همان ابتدای کار شروع می‌شود. همه هیجان دارند، همه می‌خواهند کار شروع شود، همه فکر می‌کنند بعداً درباره جزئیات حرف می‌زنیم.

بعداً همان جزئیات می‌شود اصل مسئله:

  • چه کسی تصمیم نهایی را می‌گیرد؟
  • سود چگونه تقسیم می‌شود؟
  • زیان را چه کسی می‌پذیرد؟
  • اگر مسیر عوض شد، نظر کدام طرف معیار است؟
  • اگر نیاز به پول بیشتر شد، تعهد هر طرف چیست؟

وقتی این‌ها روشن نیست، هر تصمیم ساده‌ای تبدیل به مذاکره فرسایشی می‌شود.

ذی‌نفع دوم همیشه مخالف نیست

نباید فکر کنیم هر سرمایه‌گذار یا شریک اثرگذار، مزاحم است. اتفاقاً اگر درست انتخاب و درست مدیریت شود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های کسب‌وکار باشد.

سرمایه‌گذار خوب فقط پول نمی‌آورد؛ شبکه ارتباطی، تجربه، اعتبار و آرامش هم می‌آورد. اما همین آدم اگر با مدل ذهنی کسب‌وکار هماهنگ نباشد، حتی با نیت خوب هم می‌تواند تصمیم‌ها را کند و مسیر را مبهم کند.

چه کار کنیم؟

قبل از هر همکاری جدی، چند چیز را مکتوب کنید:

  • نقش هر طرف در تصمیم‌گیری
  • حدود اختیار و دخالت
  • برنامه مالی و زمان‌بندی بازگشت سرمایه
  • روش حل اختلاف
  • شرایط خروج از همکاری

این کار نشانه بی‌اعتمادی نیست. برعکس، احترام به رابطه است. چون وقتی همه چیز روشن باشد، احتمال سوءتفاهم کمتر می‌شود.

جمع‌بندی

مشتری مهم است، اما تنها ذی‌نفع کسب‌وکار نیست. گاهی کسی که مشتری نیست، از مشتری هم بیشتر روی تصمیم‌ها اثر می‌گذارد.

اگر این ذی‌نفع دوم را نبینیم، ممکن است محصول خوبی داشته باشیم، مشتری هم داشته باشیم، اما از داخل دچار ناهماهنگی شویم. کسب‌وکار فقط بیرونش بازار است؛ داخلش هم باید قابل مدیریت باشد.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *