نامبردن کاربردهای ممکن
طوفان فکری فشرده پیرامون کشف و فهرست کردن تمامی کاربردهای نامتعارف، ثانویه و خلاقانه برای یک شیء یا محصول موجود.
طوفان فکری فشرده پیرامون کشف و فهرست کردن تمامی کاربردهای نامتعارف، ثانویه و خلاقانه برای یک شیء یا محصول موجود.
حمله مستقیم به سوگیری روانشناختی «تثبیت کارکردی» (Functional Fixedness) و بازتعریف ارزش اقتصادی اشیا در زمینههای نو.
طوفان فکری روی چکش معمولی: علاوه بر کوبیدن میخ، استفاده به عنوان سندان، ابزار نجات و شکستن شیشه، شخمزن باغبانی و تکیهگاه کمپینگ.
آزادسازی آنی ذهن از قیود سنتی، شناسایی نیچمارکتهای دستنخورده، و ارزشآفرینی اقتصادی از مواد دورریختنی با هزینه ناچیز.
ممکن است برخی کاربردها از نظر ایمنی یا استانداردهای فنی نیازمند تغییرات بنیادین در طراحی باشند.
تکنیک «نامبردن کاربردهای ممکن» (Name Possible Uses) یکی از پایهایترین و پرکاربردترین آزمونهای روانشناسی خلاقیت (مانند آزمون کارل دانکر و گیلفورد) است.
بزرگترین مانع تفکر خلاق، سوگیری شناختی «تثبیت کارکردی» است؛ یعنی تمایل ذهن به دیدن یک شیء تنها در کاربرد مرسوم خود (مثلاً چکش فقط برای میخ، یا قوطی نوشابه فقط برای نگهداری مایع). در این تکنیک، تیم یک شیء یا محصول شرکت را انتخاب کرده و ظرف زمانی مشخصی (مثلاً ۱۰ دقیقه) تلاش میکند حداقل ۳۰ کاربرد نامتعارف، عجیب و کاربردی برای آن بیابد. سپس کاربردهای برتر از نظر امکانپذیری و جذابیت بازار ارزیابی شده و مبنای خلق محصولات یا کمپینهای جدید قرار میگیرند.
میتوانید لینک این تکنیک را مستقیماً برای تیم خود ارسال کنید یا در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارید.
دیدگاهها و سوالات تحلیلی خود را با مولف و متخصصان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از ثبت، مستقیماً در پنل مدیریت سیمپراگو جهت تایید و پاسخ قرار میگیرد.