Other Articles5 min readDecember 22, 2024
ساختار کلی فرایند حل مسئله در روش سیمپراگو
ساختار کلی فرایند حل مسئله در روش سیمپراگو
MG
Mojtaba Goudarzi
Author & Advisor
چرخه دمینگ یا PDCA
ساختار کلی حل مسئله در روش سیمپراگو بر اساس چرخه معروف ادوارد دمینگ است که بهاختصار PDCA نامیده میشود.
پاورقی: ادوارد دمینگ (۱۹۰۰-۱۹۹۳) یک آمارشناس و متخصص مدیریت کیفیت آمریکایی است که بهعنوان یکی از بنیانگذاران فلسفه مدیریت کیفیت جامع شناخته میشود. او با توسعه اصولی مانند چرخه PDCA و ۱۴ اصل دمینگ، نقش کلیدی در بهبود کیفیت تولید در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم ایفا کرد.
PDCA مخفف کلمات Plan، Do، Check و Act است که به معنای طرحریزی، اجرا، کنترل و نهادینهسازی است.
در برخی منابع ممکن است بهجای PDCA از PDSA استفاده شده باشد که در اینجا S از کلمه Study به معنای بررسی و مطالعهکردن بوده و جایگزین Check یا کنترلکردن شده است.
طبیعی است که استفاده از هر یک از این دوکلمه تأثیری در ماهیت این چرخه نخواهد داشت و آنهایی که بهکاربردن Study بهجای Check را ترجیح میدهند این دلیل را میآوردند که کلمه Study معنای جامعتری دارد و همچنین بار منفی کلمه Check به معنی کنترلکردن را هم با خود ندارد. در نهایت چرخه PDCA رایجتر و شناختهشدهتر است و ما هم در این کتاب با همین عنوان آن را نامبرده و استفاده خواهیم کرد.
کاربردهای چرخه PDCA
چرخه PDCA کاربردهای شناخته شدهای در کسبوکار از جمله؛ بهبود مداوم، حل مسئله، آنالیز ریسک، طرحریزی سیستم و مدیریت کیفیت دارد.
اما به نظر میرسد حوزه کاربرد آن بسیار فراتر از موضوعات کسبوکار است.
درک عمیق مفهوم این چرخه نوعی نگرش و بینش به شما خواهد داد که آن را در همه عرصههای زندگی میتوانید به کار بگیرید.
خواهید دید دریچه نگاه شما به دنیای پیرامون به قبل و بعد از درک عمیق این چرخه تقسیم میشود.
این موضوع در ادامه و در قالب مثالهایی که زده میشود بهتر قابللمس خواهد بود.
مفهوم PDCA و کاربرد آن در فرایند حل مسئله
شرح مفهوم PDCA در قالب مثال:
در ایران برنج سهم بزرگی در سفره و سبد غذایی دارد به همین دلیل خرید آن هم موضوعی مهم محسوب میشود.
فرایند خرید برنج به طور معمول به این شکل است:
گام اول: طرحریزی (Plan)
خانم خانه مجموعه نیازمندیها و مشخصات برنج موردنظر را در قالب یک فهرست به همسر اعلام میکند این فهرست میتواند شامل این موارد باشد؛ برنج طعم خوبی داشته باشد، خوشپخت باشد، عطر داشته باشد و قد بکشد همچنین مقدار موردنیاز که بایستی خریداری شود.
همسر محترم به ویژگیهای طرح شده توسط خانم یک ویژگی دیگر که بازه قیمتی است اضافه میکند و به فروشگاه یا تأمینکننده مراجعه میکند.
گام دوم: اجرا (Do)
حالا برای خرید لازم است ویژگیهای مشخص شده با گزینههای فروشگاه/تأمینکننده مقایسه و از بین گزینههای مختلف، انتخاب بهینه را انجام شود.
چالش و نکته مهم اول. پس از انتخاب از بین گزینههای معرفی شده توسط فروشنده، همسر محترم به چه مقدار خرید میکند؟
پاسخ ساده این است به مقدار نیازی که خانم خانه اعلام کردهاند.
اما مرد ایرانی به تجربه ریسکهای این موضوع را میداند و از فروشنده مقدار جزئی بهاندازه یکبار پخت و استفاده را سفارش میدهد.
گام سوم: کنترل (Check)
نمونه خریداری شده توسط خانم ارزیابی و آزمایش شده و نتیجه یکی از دو حالت زیر خواهد بود:
- نمونه به تأیید خانم رسیده و گام بعد انجام شود.
- نمونه دارای اشکالاتی است که در نهایت خانم آن را تأیید نمیکند؛ بنابراین برای رفع اشکالات باید به گامهای قبل برگشت تا اشکالات مرتفع شود.
- چنانچه برخی از ویژگیهای موردنظر خانم در زمان سفارشگذاری ازقلمافتاده باشد باید به گام اول برگشته و فهرست ویژگیهای و نیازمندیها بازنگری شود در مثال ما خانم فراموش کرده بودند ویژگی نداشتن برنج شکسته یا درصد پایین آن را به همسر محترم بیان کنند. در این حالت پس از تکمیل ویژگیهای مجدداً از فروشنده درخواست نمونه جدیدی بر اساس اصلاحیه آخر درخواست میشود.
- چنانچه در خرید نمونه اتفاقی افتاده باشد؛ یعنی ویژگیها درست بیان شده اما نمونه ارائه شده فاقد ویژگیهای لازم باشد یا نمونهای دیگری از فروشنده درخواست میشود یا فروشنده را تغییر داده و از منبع دیگری برای دریافت نمونه اقدام خواهد شد.
